هرچی زور میزنم نمیشه میزان رضایت از زندگیم بالا بره و همون بالا هم بمونه. شاید زیر سر این هورمون هاست نمیدونم. خسته شدم نمیدونم چی میخوام دقیقا نمیدونم چرا چیزی که میخوام نمیشه

آخر هفته خانم نایب فوت شد مامان حالش گرفته بود و اعصاب نداشت مهلا هم اومده بود تزهای تربیتی مامان و اینکه فکر میکنه عالم دهره در بچه داری جو خونه رو به هم زده بود. طولانی هم که موندن، دیگه هیچی. منم رفتم کوه جمعه. تا قله رفتیم. که اینم رو اعصاب مامان تاثیر میذاره. کلا همه چی دست به دست هم داده بود. وقتی تو یه خونه مامان اعصاب نداشته باشه یعنی اون خونه رو هواست.

از یه مشاور که پرسیدم چجوری مشکلم رو با مامان حل کنم،‌گفت مامان اضطراب الکی داره باید بیاد مشاوره. منم دیگه پی اش رو نگرفتم حالا شاید بازم رفتم دنبالش.

این دختره ساناز هم که رفته و پشت سرشم نگاه نکرده

:|