اینکه جذب شدم به سمت کوهنوردی چند تا علت همزمان داره. دو ماه تا الان هر هفته رفتم. ولی از وقتی خواستیم گروهی کنیم برنامه ها رو دوباره اون بعد از روحیه ام خودشو نشون داده. مردم گریزی!
میگن آدم جمع اضداده یه حقیقت محضه. عطش آشنا شدن با آدم های جدید دارم. دوست دارم با کسایی هم صحبت بشم که تو عمرم ندیدمشون ولی از طرف دیگه حوصله جمع رو ندارم. حوصله رعایت رسم و رسومات. انگار یه فشار سنگینی بهم تحمیل میشه وقتی میبینم باید یه سری کارها رو به خاطر رعایت ادب انجام بدم. دلم میخواد هر جور دلم میخواد باشم. یه اشتباهی که کردم این بود که گروهو خانوادگی هم کردم دیگه نور علا نور. وارد شدن به جمع آدمای تازه فرصتیه که بشه یه چهره جدید از خودت رو آزمایش کنی ولی وقتی آَشنا راه میدی به جمع فرصت رو سوزوندی.