یکی از سکانس های آخرین قسمت سریال مدار صفر درجه که سال ها پیش پخش شد، شهاب حسینی را نشان میدهد در حالی که در محاصره نیروهای امنیتی گیر کرده و عشق اش نیز در همان حوالی تحت فشار است. درست در لحظات آخری که امیدی به زنده ماندش نیست و همه راهها را بسته میبیند، فریاد میزند خدایا یعنی عشق دروغ است؟ همه خوبی های جهان، همه پاکی ها دروغ است؟ فریاد میزند که خدایا من به عشق تو ایمان داشتم...

متاسفانه این دیالوگ از نظر کس دیگه ای جالب نبوده که اونو جایی ثبت کرده باشه تا متن دقیقش رو بنویسم. برای همین این جملاتی که نوشتم صرفا مضمون اون دیالوگ بود.

اینا مهم نیست

مهم اینه که من الان، وسط تمام این ماجراها و اتفاقات و درگیری ها، دقیقا همین حس رو دارم. خدایا یعنی تو پشت خوبی، نیکویی و زیبایی نیستی؟ یعنی عشق، صداقت، پاکی، راستی و نیکویی در جهان تو به راحتی به انواع لکه ها و ننگ ها آلوده میشود؟

من خیره به این صحنه مانده ام...