با امیر و موری داریم پیش میریم. احساس میکنم راه درازیه و نمیشه انتظار داشت به سرعت نتیجه بده. امیر که خوبه، پیگیر هم هست ولی موری نه. هزار تا کار دیگه هم داره خیلی هم اهل کارشناسی کار کردن نیست. ولی تو این اوضاع غنیمته همین.

وضع کارم هم همچنان مبهمه. خیر سرش قرار بود امروز مشخص بشه. دیشب خواب دیدم داریم حرف میزنیم همچنان!

تعطیلی ها خوب بود با اینکه تهران بودیم و مسافرت نرفتیم ولی همش گشتیم هر چهار شب رو 12 به بعد خونه رسیدم! نمیشه به دائمی بودن این روند فکر کرد چون دل آدمو میزنه ولی همینجوری تنوعی عالیه.

میخوام کری رو ببینم نمیدونم چه مرضیه اصلا که چی بشه! ولی دوست دارم دیگه همینجوری فضولی